تقریبا دو هفته دیگه ۲۸ ساله میشم! با تنی داغون و سه تا قرص ضد اضطراب و ضد افسردگی روی دستم! این چیزی نبود که خود ۱۷ ساله م برای خودش تصور کرده باشه. حتی یک میلیاردم درصد! با این حال من مسئول تصورات اون دختر نوجوون نیستم. فعلا همین که قوی بمونم برام کافیه!
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
کبوتر سیاه لبه دیوار نشسته. بهم نخندید! نخندیدها! ولی یکهو گفتم چی میشه اگر من تنها کسی باشم که می بیندش؟ نشونه بدیه؟ مامانم رو صدا زدم که بیاد و نگاهی بهش بندازه. خب، من تنها کسی نیستم که می بیندش. برادرم از در بالا رفت تا کبوتر رو بپرونه. حتی یه اینج هم جم نخورد. مامانم گفت: "این کبوتر مریضه." حالا همون جا نشسته. توی تاریکی مطلق و از جاش جم نمی خوره. من هم تنها کسی نیستم که می بیندش.
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور
برچسب:
نویسنده: امیر موسویپور